ذبيح الله صفا

1275

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

اقامت صائب در برهانپور تا پايان اقامت شاهجهان و بتبع او ظفر خان احسن و پدرش خواجه ابو الحسن تربتى در آن سامان بدرازا كشيد و گويا در همين اوقات يعنى بعد از آنكه شش سال از بيرون رفتن صائب از ايران گذشته بود ( - 1039 ) پدر شاعر ، ميرزا عبد الرحيم سالخورده در آرزوى ديدار پسر خود را باگره رسانيد و پسر را از آمدن خود آگاه كرد و ازو خواست كه به خانه بازگردد . از خوشبختى ميرزا عبد الرحيم شاهجهان در همين سال 1039 عزم بازگشت بپايتخت كرد و ظفر خان احسن كه اين بار بجاى پدر بصوبه‌دارى كشمير مىرفت صائب را با خود بدان سامان برد و او پس از سير كشمير ، هفت سال بعد از بيرون رفتن از ايران ( - 1040 ه ) بميهن بازگشت و در اصفهان بحضور شاه عباس دوم رسيد و خطاب ملك الشعرايى دربار صفوى يافت و تا پايان عهد آن پادشاه و چند سالى از دوران شاه سليمان بزيست و در اين مدت محضرش در اصفهان محل اجتماع اهل ادب و آمد و شد دوستداران سخن بود ، و او جز به قصد سياحت بعضى از شهرها و ناحيتهاى ايران از اصفهان بيرون نرفت و باز باصفهان و به « لنگر » يا « تكيهء » خود معاودت كرد و همانجا بود تا بسال 1081 درگذشت . اين واقعه را بسال 1080 نيز نوشته‌اند . او را در اصفهان در باغى كه اكنون به « قبر آقا » معروفست به خاك سپردند و اين بيت از يك غزلش بر سنگ قبر او نقش شده است : در هيچ پرده نيست نباشد نواى تو * عالم پر است از تو و خاليست جاى تو صائب را بعضى از تذكره‌نويسان « 1 » در شعر شاگرد حكيم ركناى مسيح و حكيم شفايى نوشته و برخى از متأخران « 2 » هم اين سخن را تكرار كرده‌اند . نسبت شاگردى صائب بحكيم ركنا درست به نظر نمىآيد زيرا مسيح چنان كه در شرح حالش ديده‌ايم بتصريح ابو الفضل علامى بسال 1011 ه بهندوستان رفت و صائب در آن هنگام يك ساله بود . هنگامى هم كه حكيم در سال 1041 ه بايران بازمىگشت صائب از سفر هند بازگشته و سمت ملك الشعرايى دربار

--> ( 1 ) - مانند على ابراهيم خان خليل در صحف ابراهيم . ( 2 ) - مانند شبلى نعمانى ، ترجمه شعر العجم ، ص 159 از ج 3 .